محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

112

اكسير اعظم ( فارسى )

كنند و تنقيهء بدن او از اخلاط نمايند اگر قوانين آن را واجب كند . و اگر اعراض عظيم گردد و مؤدى بورم شود در هر دو نوع اين صداع اعنى آنكه با وى شجه باشد و آنكه با شجه نباشد . اما آنچه با وى شجه بود و ورم حادث شود علاجش علاج جراحتى است كه با ورم باشد بمراهم مفيد ورم مثل مرهم مرداسنگ و اسفيداج و مرهم ابيرنج مغسول و تضميد رأس به چيزى كه ورم را تحليل كند مثل صندلين و شياف ماميثا و آبهاى محللهء ورم پس اگر عقل مريض زائل گردد بى شك ورم به حجاب موضوع بر قحف از داخل عام شده باشد و علاجش در اين هنگام علاج سرسام حار است . و اگر عقل مريض زائل نشود امر در آن آسان است ورم باصلاح جراحت زائل گردد . و اگر جراحت نباشد امر آسان‌تر بود غير آنكه فصد اگر ممكن باشد از آن غافل نبايد شد و تضميد سر به اشياى مبرده در وقتى و به اشياى محلله در وقت ديگر و بهترين چيزها كه در اين هر دو صداع با ورم يا بى ورم استعمال كنند تغريق رأس است به روغن گل نيم گرم على الدوام و تضميد او به مرهم اسرنج و اسفيداج به آب حى العالم و عصى الراعى و آب خطمى و خبازى تسقيه داده و تضميد سر ببرگ خبازى و برگ اسبغول هر دو كوفته مطبوخ در روغن گل بر آن اندك خطمى سفيد و آرد جو انداخته كه اين ضماد در تحليل ورم و تسكين اين هر دو نوع صداع به غايت نافع است . و علاج جراحات هائله كه تا امّ دماغ رسد در جراحات بدن خواهد آمد . نسخهء مرهم اسرنج بگيرند اسرنج پنج درم و پارچه به آب تر كرده با وى بيالايند و مقابل آتش كنند كه خشك گردد پس در ظرفى به آب نيم‌گرم بشويند تا آنكه پارچه سفيد گردد هرگاه اسرنج در آن ظرف زير آب در ته نشيند آب صاف كه بالاى آن است از پنبه برگيرند و اسرنج را خشك كنند كه اين بهترين طريق غسل اسرنج است بعد از آن وزن كنند و برابر او سفيدآب رصاص و مثل يكى از اين هر دو مرداسنگ گرفته هر سه مساوى بسايند و بحرير بيخته موم در روغن گل انداخته از آتش فرود آرند و بر آن اين ادويه انداخته حل كنند تا مختلط شود و باز بر آتش گذارند و بآبهاى مذكوره تسقيه دهند . و قوىتر از آن آبها آب برگ بزرقطونا است پس در هاون بريزند تا سرد گردد و اندك سركه و قدرى سفيدى رقيق بيضه بر آن انداخته حل كنند تا همه مختلط گردد و در هر شبانه روز يك بار بر سر طلا كنند . و اين بالغ‌ترين ادويهء مستعمله در اعراض مذكوره است و غذاى اين عليل غير مبخر به سوى سر و آنكه تغذيهء كثير ندهد واجب است اگر قوت مطاوعت كند كه بر ماء الشعير اقتصار كنند در روزى بدفعات پس برين اقتصار ورزند و اين صعب‌ترين صداع بر طبيب است . [ اسماعيل و يوسف ] اسماعيل و يوسف مىنويسند كه بعد فصد يا حجامت طبع را به آب فواكه و فلوس خيارشنبر و يا به حقنه نرم بايد كرد . و اين صفت حقنه است كشك جو بنفشه خطمى در پارچهء كتان بسته هر يك بيست درم هر سه را در يك نيم من آب بپزند تا نيم من بماند صاف كرده ده درم روغن گل و ده درم روغن بنفشه و دو استار فانيذ و نيم درم بوره يا نمك در آن حل كرده به كار برند . و اين حقنه قوى است برگ چقندر قدرى بابونه شبت هر يك بيست درم انجير پانزده بنفشه خطمى هر يك ده درم بپزند چنان كه رسم است و صاف كرده يك درم بوره و يك درم نمك و ده درم عسل در آن حل كنند . و آن را كه تب آيد از پس فصد هر بامداد آب كاسنى و آب عنب الثعلب با مقدار پنج درم فلوس خيارشنبر دهند . و آن را كه تب سخت گرم نباشد آب كاكنج و آب عنب الثعلب هر يك سى درم بستانند و پنج درم فلوس خيارشنبر و دو درم صبر و يك نيم دانگ زعفران در آن حل كرده بدهند . تدبير ضماد آن را كه با ورم تب باشد از آب عنب الثعلب و صندل سرخ و فوفل و زعفران و گل ارمنى و صبر و سبزى كه بر سر آب باشد همه را جمع كرده بر سر نهند . و ايضا عدس سماق گلنار گل سرخ برگ مورد پوست انار همه بپزند و پارچه بدان تر كرده بر سر نهند با روغن گل . و ايضا برگ مورد گلنار پوست انار هر سه را در سركه و آب بپزند و باندكى مشك و عود خام و قصب الزيره بكوبند و شراب كهنه بر آن چكانند و با هم سرشته بر سر نهند . و آن را كه مدت دراز گردد ضمادهاى معتدل برنهند چنان كه با قوت قبض قوت تحليل داشته باشد . و اين ضماد معتدل است انار ترش و شيرين با پوست شكافته در شراب كهنه پخته بسايند و ضماد كنند . و ايضا كه معتدل است برگ مورد تازه برگ بيد برگ سرو و خطمى تازه و اكليل الملك بكوبند و آب او بگيرند . و اگر در آب بپزند و بيفشارند و آب آن بستانند روا باشد پس روغن سوسن به اين آب و شراب كهنه آميخته دو سه جوش بدهند و اندكى مرو قصب الزريره و گل ارمنى و شب يمانى كوفته در صره بسته با وى بجوشانند و به دست ماليده بفشارند و پارچه بدان تر كرده بر سر نهند . و ايضا ضماد محلل مر يك درم كندر يك درم صبر سه درم مرداسنگ يك درم موم زرد پنج درم روغن گل بيست درم موم به روغن گداخته ادويه سوده به سركه تر كرده بدان بسرشند و بر خرقهء كتان طلا كرده نيم‌گرم نمايند و بر سر نهند . و آن را كه حاجت تحليل بيشتر باشد سركهء كهنه بدل شراب كنند و بدل روغن گل روغن سوسن يا روغن ياسمين يا روغن كنجد تازه كنند . و آن را كه با درد بيخوابى باشد روغن گل و روغن بنفشه بر سر نهند . پس اگر درد قوىتر باشد روغن گل زياده كنند . و اگر بيخوابى